تبليغاتX
کتیبه سبز
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/10/12ساعت 11:47  توسط مجید سبز | 
 

اين شرمساريِ گل يا شرمساريِ من؟

 

امسال گل ندارد شعر بهاري من
اين شرمساريِ گل يا شرمساريِ من

 

شايد هنوز اسفند، پابند مانده؟ هر چند
از ابر فرودين است اين اشكباري من!

 

اما من اين نبودم، بي گل نمي‎سرودم
آن باغ‎هاي رنگين، اينك صحاري من

 

بگذشت سال و بگذشت يك سال بي ترحم
در سوگواري تو يا سوگواري من

خنجر نشست، آري در قلب پايدراي
اما نبست باري، از زخم كاري من

 

                                           محمدعلي بهمني

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/08/06ساعت 21:54  توسط مجید سبز | 
 

ممنوع منم

 

ممنوع نيستي كه بچينمت
اين ‎جا هم كه بهشت نيست
تا گناه مادر را
تكرار كنم
… رنگ صلح چشم‎هايت
دهان تنهايي‎ام را
آب مي‎اندازد
به شاخه‎ات نرسيده ، مي‎لغزم
هميشه لغزيدن
بهانه‎ي خوبي است
براي فشردن دستي كه دوستش داري !
وسوسه‎ي چيدن 
                    رها نكرد ؛
رهايت نمي‎كند …
بچين !
                    ممنوع منم كه بچيني‎ام !

+ نوشته شده در  شنبه 1386/06/31ساعت 12:34  توسط مجید سبز | 

تلفن


الو سلام ...
           آسمان ...
                   بهشت ...
                             منزل خدا؟
و آنطرف فرشته‎اي جواب مي‎دهد: شما؟
ـ من از زمين شماره را گرفته‎ام، خدا كجاست؟
و باز هم جواب مي‎دهد چه مهربان صدا:
چه خوب شد كه آمدي، خدا سفارش تو را
به عشق و آفتاب داده است و بعد هم به ما
ـ به او بگو كه پلك كوچه هفته‎هاست مي‎پَرَد
ولي كسي قدم نمي‎زند سكوت كوچه را
دلم براي پر زدن دوباره لك زده، زمين
چه نا نجيب بال را گرفته از پرنده‎ها


و قطع شد. الو...
الو...
كسي نبود، هيچ كس
دوباره مي‎شود گرفت نه؟ خيال بود؟ يا...
ولي كسي كنار من نجيب و آسمان به دست
كسي كه قد او بلند از زمين گرفته تا...
نشسته بود پيش من، فقط دو آه فاصله
كسي كه مثل هيچ كس نبود جز خودِ خدا...  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/08ساعت 8:13  توسط مجید سبز | 

می‌نوشتم عشق دستم بوی شبنم می‌گرفت
آهِ حوای درون دامان آدم می‌گرفت
می‌نوشتم شعر یک توده شقایق بود و آه
آشنا دستی ز دست باد مریم می‌گرفت
می‌نوشتم شاعری سر در گریبان غروب
یادگاری می‌نویسد، عشق ماتم می‌گرفت
می‌رسیدم تا لب دریا نگاهم بود و موج
انتشار آبی امواج را غم می‌گرفت
می‌گذشتم از گلاب کوچه‌ی اردیبهشت
بوی گل‌های اشارت در پناهم می‌گرفت
با تو می‌گفتم فقط از ابرها، آئینه‌ها
یک قلم، یک دفتر بی‌نام عالم می‌گرفت
می‌کشیدم نقش باران روی پلک داغ باغ
می‌سرودم یک غزل باران دمادم می‌گرفت

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/05/27ساعت 19:26  توسط مجید سبز | 
 

 دست عشق از دامان دل دور باد

         می توان آیا به دل دستور داد ؟

                 می توان آیا به دریا حکم کرد  

                        که دلت را یادی از ساحل مباد ؟

                              موج را آیا توان فرمود : ایست !

                                     باد را فرمود : باید ایستاد !؟

                                           آنكه دستور زبان عشق را 

                                                    بي گذاره در نهاد ما نهاد

                                                           خوب مي دانست تيغ تيز را

                                                                    در كف مستي نمي بايست داد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/17ساعت 19:18  توسط مجید سبز | 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/05/14ساعت 9:29  توسط مجید سبز | 
 

رقابت عشقی در کشورهای مختلف

 

اگر دو نفر مرد خواستگار یک زن باشند در کشورهای مختلف چه اتفاقی می افتد ؟

 

ژاپن : جوان اولی از عشق جوان دومی نسبت به دختر مورد علاقه اش متاثر شده و خود کشی می کنه . جوان دومی هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگین می شه که خودکشی می کنه‚ بعدش برای دختر ژاپنی هم چاره ای جز خودکشی نیست !

اسپانیا : مرد اولی توی دوئل مرد دومی رو از پای در میاره و با زن محبوبش به آمریکای جنوبی فرار می کنن !

انگلستان :  دو تا عاشق با کمال خونسردی حل قضیه رو به یک شرط بندی توی مسابقه اسب دوانی موکول می کنن.اسب هر کدوم برنده شد معشوق مال اون می شه !

فرانسه :  خیلی کم کارشون به جای باریک کشیده می شه . دو تا مرد با همدیگر توافق می کنن که عشق خانم مدتی مال اولی و مدتی هم مال دومی باشه !!!

استرالیا :  دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک مدتها با هم مشاجره می کنن. این مشاجره اونقدر طول می کشه تا یکی از طرفین پیر بشه و بمیره یا از یه مریضی بمیره . اون وقت اون که زنده مونده با خیال راحت به معشوقش می رسه !!

قفقاز :  جوان اول دختر محبوبش رو بر می داره و فرار می کنه . دومی هم دختر رو از اولی می درده و پا به فرار می زاره ‚ و باز اولی همین کارو می کنه و این ماجرا دائما تکرار می شه !!

نروژ :  معشوقه دو مرد برای اینکه به جدال و دعوای دو مرد خاتمه بده خودشو از بالای یک ساختمونه بلند می ندازه پائین و غائله ختم می شه .

مکزیک  : کار به زد و خرد خونینی می کشه و یکی از طرفین کشته می شه ولی بعدش اونی که رقیبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد می شه و دخترک بی شوهر می مونه !

آمریکا :  حل قضیه بستگی به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج می کنه .

ایران :  فقط پول موضوع رو حل می کنه . پدر و مادر دختر می شینن با هم مشورت می کنن و خواستگاری که پولدارتر و گردن کلفت تره رو انتخاب می کنن . عاشق شکست خورده اگه توی عشقش جدی باشه یا باید خودشو بکشه یا رقیب رو از میدون به در کنه یا افسردگی می گیره !

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/05/05ساعت 10:17  توسط مجید سبز | 
 

سلام به همگی

اگه تا الان آپ نکردم مشکل چیزی نبود جز خودم و خودم و در کنار این خودم مشکل شبکه ای منطقه

ما ...   

گفتم خودم چون به من یاد دادن که اول هر مشکلی خود آدمه چون مشکلی به وجود نمیاد جز با کم

کاری خود آدما ...       در واقع این آدما هستند که برای خودشون مشکل درست می کنند .

... راستش الان که دارم این مطالب و می نویسم از خودم خجالت می کشم که چرا شما دوستان همیشه همراه رو تا این اندازه منتظر گذاشتم ...        ... باور کنید دارم راستشو می گم...

... امیدوارم که منو مثل همیشه همراهی کنید تا در کنار شما بتونم این غیبت طولانی رو جبران کنم .

           با آرزوی بهترین ها برای شما دوستان خوبم. منتظرتون می مونم    

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/05/02ساعت 23:14  توسط مجید سبز | 
 

زن از دیدگاه علم شیمی

 

این عنصر کمتر در طبیعت به صورت آزاد یافت می شود و بیشتر به صورت یک ترکیب با ماده ای چون انیدریدتبلور و سولفات خودبینی در منازل یافت می گردد .

 

طرز تهیه :

 

برای تهیه این عنصر باید مقداری اکسید اسکناس و نیترات کادیلاک هشت ظرفیتی را در یک ویلا مخلوط کرده و پس از مدتی گاز ناز و سولفور عشوه متساعد می شود در نتیجه به صورت رسوب در ته ویلا باقی می ماند . البته از زبان چرب و نرم هم می توان بصورت کاتالیزور استفاده کرد .

 

خواص شیمیایی :

 

بعضی از انواع این عنصر بسیار زشت و بد قیافه بوده و میل شدیدی برای ترکیب شدن با نیترات پودر و سولفات روژه و اکسید سرمه دارند که پس از ترکیب شدن با این مواد نسبتا قابل تحمل می شوند .

بعضی از انواع این عنصر نیز با خورده شیشه همراه است و خاصیت شوهر آزاری شدیدی دارند . برای خالص کردن این عنصر کافیست که آن را در یک سیستم در بسته ای مثل اتاق قرار داد و با کربنات کتک و استات فحش مخلوط نمود .

 

خواص فیزیکی :

 

از جنس بسیار نرم و حساس می باشد و به سرعت تحت تاثیر محیط و احساسات قرار می گیرد . اگر مقداری اسید خشونت وکربنات سوز آور دیگری به نام آیوپاک ( هوو ) به آن اضافه کنیم فورا ذوب شده و به صورت اشک روان می گردد و اصلا میل ترکیب شدن با عنصر مرد را ندارد اما به محض استفاده از کاتالیزور لبخند آنچنان با این عنصر ترکیب می شود که جداشدنی نیست .

 

تذکر : نوع سخت این عنصر را با حرارت یک پالتو پوست می توان نرم کرد .

 

( این مطلب جوابیه ای است برای آنهایی که به خود اجازه می دهند بی پروا و گاهی هم ناجوانمردانه در موردآااااااااااااقایان اظهار نظر کنند ....                                   سازمان حمایت از آقایان مجرد  )

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/03/29ساعت 22:2  توسط مجید سبز | 
 

frtnt-1000